بایگانی ماهانه: فوریه 2012

گلوم درد می کنه. یکی بیاد فشارش بده بلکه  همه ی دردا باهم ساکت شن… Advertisements

نوشته‌شده در در هم | 3 دیدگاه

دریغست ایران که ویران شد .

اولین چیزی که به محض خروج از ایران بیرون زدن متوجه میشوی واقعیت است. واقعیت اینکه ما باهوش ترین آدم های دنیا نیستیم . قدیمی ترین هم . با فرهنگ ترین هم. متمدن ترین هم. زیبا ترین هم. همه هم در … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 4 دیدگاه

شما اسم این را گذاشته اید زندگی؟

برگشتنی دو تا تیکه کیک از درمان گرفتم بلکه تلخی این هفته رو بزداید (!) . تلخی زندگی رو کیکای کدوش شیرینی فروشی میزدایه؟ زندگی سخته . زندگی سخت میگیره . زندگی سخت می گذره . اینو مدت زیادی نیست … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 4 دیدگاه

پریسا اونجاست . دارن برنامه ریزی می کنن برای فیلمبرداری . بعد من اینجا زندگیم گه تو گه شده…   چقد زندگی چرته…

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

دوباره انگار هژده ساله باشی و سرنوشتت پشت درهای بسته ی دانشگاه…

خوشخیال من که فکر می کردم امروز چیتان پیتان یمی روم مپه ام را _که به خیالم بهترین و کامل ترین و خلاقانه ترین بود  _ تحویل می دهم به دانشگاه . چند نفر نشسته اند که از دیدن پروسه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

سلام. حال همه ی ما خوب است

شاخ غول هفته شکست . امروز روز امتحان بود. سخت اما نه طاقات فرسا. فردا هم باید بروم دانشگاه خودنمایی (ترجمه ی پرزنتشیشن چه می شود مثلا؟ )پس فردا هم یک امتحان دیگر و تمام . سختش امروزی بود که … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

ظهر آفتابی . وین .

وبلاگ بلاگفا را کلا بی خیال شدم. نمی شود که رویت را برگردانی ببینی نیست شده ای .نمی شود. اما شروع دوباره  هم سخت است.تلخ است کنار صفحه فهرست ماه ها و سالیان نداشته باشه که هر ازگاهی سرک بکشی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید