ظهر آفتابی . وین .

وبلاگ بلاگفا را کلا بی خیال شدم. نمی شود که رویت را برگردانی ببینی نیست شده ای .نمی شود.

اما شروع دوباره  هم سخت است.تلخ است کنار صفحه فهرست ماه ها و سالیان نداشته باشه که هر ازگاهی سرک بکشی میانشان عصری را زنده کنی ، یاد شبی کنی .دوستانت نباشند که تا بنویسی بدحالم پرسانت شوند و تا شادمانیت بیاید شادت شوند. 

آخ که مهاجرت سخت است . 

سخت است. 

پوستت را می کند می گذارد جلویت می نشینی به تماشا. تماشای خودت که چطور یک شب  مردی….

واینها همه اش خاطره است. 

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s