تمام آسمان من

نظم تازه ی زندگیم را دوست تر می دارم از ترم قبل. یک ترکیب خوشاندیست از مدل اتریشی زندگی و مدل شیرازی.
هر روز کله ی سحر کلاس دارم تا آخرای صبح . دو روز اول بعد از کلاس سرم را می اندازم پایین صاف میروم آتلیه ساکت و پرکار میگذارم بئاته پنج شش ساعت بهم ظلم کند، چار و نیم پنج میزنم بیرون در حالیکه توی دلم فحش بارش می کنم .
سه روز دیگر اما بهشت است . مصیبت صب زود بیدار شدن البته سر جایش هست ، اما عوضش با امید شیرین خواب بعد از ظهر بیدار می شوم . این سه روز بعد از کلاس با خودم و یک گلابی و کتاب میرویم پارک . سر فرصت با بهار معاشرت می کنیم. النگ دولنگ کنان بر میگردم خانه ، ناهاری و خوابی و مشق و کارهای خانه همه سر فرصت .
کیف دنیاست یعنی.

پ.ن . جوانه ی شبدر جسته ام در بیولاده ی کانی اینا.قصد دارم از هفته ی بعد دوشنبه ها بروم دم دکانشان جوانه ی شبدر و جوانه های باحال دیگری که داشتند را بگیرم . بهار تازه اول سالاد بازیست…هاهاها…

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای تمام آسمان من

  1. ناتیا شاسترا :گفت

    به به.گلابی و بهار و کتاب به دست. چیه نامِ دوستِ خوبت ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s