یک تار موی سفید دارم . از دیشب …

تکه سنگ عباس قادری (!) را گذاشته ام  روی تکرار، نشسته ام در آشپزخانه منتظر : برنجها  قل بخورند ، لوبیا پلویشان کنم .

خسته ام . مدرسه بوده ام ، کار بوده ام ، خرید رفته ایم ، ظرف شسته ام یک کوه .

به صورت ذهنی چند نخ سیگار  دود کرده ام ، چای سیاه خورده ام ، مشق هام را نوشته ام.

مشق های فردا مانده  هنوز .کلی.

ظاهرم بیست و هفت ساله ایست در وین ، باطنم الان راننده اتوبوس خسته ایست نگاهش به جاده تاریک کوهستانی، خیالش جای دور…

Advertisements
این نوشته در روزمره ها ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای یک تار موی سفید دارم . از دیشب …

  1. سمیه :گفت

    چه جوری به صورت ذهنی سیگار می کشی؟؟؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s