بایگانی ماهانه: مه 2012

رویاها

دیشب برای بار سوم خواب دالای لاما را می دیدم. گریه می کردم. ازته دلم اشک میریختم و ازش شال سفید می خواستم. حضرت مقدسش آرام بود . لبخند میزد . گفت پارچه هیچ مهم نیست. مهم قلب است و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

در راستای سالم خواری…

. قهوه ساز را جمع کردم ، به جایش بساط بخارپز راه انداختم. . یک مدتی سالاد و سبزی و سرخ نشدنی بیشتربخوریم،  پلو خورش کمتر. ادوایسی چیزی ندارید؟

نوشته‌شده در آشپزخانه | 3 دیدگاه

سالاد 2

سالاد کرفس و تربچه و خیار و گوجه و پیاز. کناریش کوس کوس (لذیذ یافتیمش ) . سسش هم روغن زیتون و آبلیمو.

نوشته‌شده در آشپزخانه | دیدگاهی بنویسید

کاش وقت درین ساعت خوشبخت بخوابد…

تا قهوه ام را بنوشم ناهار فردا هم آماده شده. بعد وسایلم را جمع می کنم می روم هال به مشق نوشتن. فردا روز آخر هفته است . فعال بی کار سرخوش که منم…   عنوان از حسن صلح جو

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

سالاد کاهو و بچه اسپناج ، فلفل دلمه ای و گوجه ی کبابی

این اولین سالاد است و طبعا بهترینش نخواهد بود. بیبی اسپناج خیلی دوست دارم، از کاهو هم حتی به مزاقم خوشایند ترست . گوجه ی کبابیش را هم اولین بار بود گرفتم . توی دلش پنیر است و توی یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آشپزخانه | 2 دیدگاه

گمان مي‌كني آيا با اين خورشيد له شده‌ي لاي كركره باز هم مي‌شود درد دل كرد؟

تنهام . بیرون یک باران دهشتباری می بارد ناشبیه به اردیبشت . با قهوه جوش قشنگ عهد دقیانوسی که دیروز از فلومارکت خریدیم قهوه ی ترک دم کردم ، عطرش خانه را برداشته. دلم می خواست فنجان قهوه را بر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | دیدگاهی بنویسید

Es war einmal…

    هزار و یک شب خریده ام به زبان آلمانی ! ویرژن کودکان D: از عصری بیست صفحه خوانده ام. با داستان علا الدین شروع کرده. کیف داستان های هزار و یک شب با لذت آلمانی خواندن قاطی شده یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | ۱ دیدگاه