روزهای اخر ژوئن

یخچالمان برهوت است.به راحتی میشود داخلش با کایت دوید.
خوردنی ها را خورده و خریدنیهارا نخریده ایم به هوای سفر. چند روز مانده به سفر و خوردنی در خانه مان پیدا که نمیشود.
فایده اش البته این بود که یخچال را شستم بعد مدت ها. طبقات فریزر را خالی کردم توی سطل آشغال . یا منتقل کردم به بخچال برای خوردن در اسرع وقت. مثلا امشب شام قرمه سبزی دو ماه پیش داریم. و صبحانه علی باید کله پاچه ی آوریل را بخورد در حالی که من نان شیرینی شکلاتی داغ فلبار را خواهم بلعید.

دیروز بالاخره با باربارا و بتی رفتیم  آلبرتینا. مونه تا پیکاسو. فراتر از عالی. هرچند که پادرد شدید خیلی آزارم داد . مهربان بتی برایم از کادوفروشی موزه یک کارت پستال قشنگ از یکی از کارهای موزه را خرید. قلبم فشرده شد.

و البته که گرم است…گرم…

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای روزهای اخر ژوئن

  1. blindday :گفت

    سفر خيلي خوبه وقتي جاي هيچ كس خالي نباشه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s