یه چیزی که خیلی ناراحتم میکنه اینکه من دو سه ساله خودم نیستم. نه تنها خودم نیستم بلکه هی از خود واقعیم دورو دورتر میشم.گاهی میبینم دارم برای اینکه خود واقعیم نگه دارم می جنگم ، دعوا می کنم ، زور میزنم…

چرا؟

همه ی چیزایی که بیست و پنج سال براشون تلاش کردم تو این دو سه سال داره از هم میپاشه . از بین میره. بی ارزش میشه.

از فیلمای مزخرفی که میبینم ، تا موزیکی که فرصت نمی کنم الک کنم برای گوش دادن ، تا لباسایی که بهشون علاقه ندارم و خیلی چیزای دیگه.

گاهی فک می کنم پنج سال دیگه کیم من؟

الانشم گاهی خودم نمی شناسم…

پس نوشت . بعدتر فهمیدم روزی که اینها را نوشتم یکسال از آمدنم به وین گذشته بود.

Advertisements
در حاشیه | این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s