بایگانی ماهانه: ژوئیه 2012

با سلام به من خیلی خوش می گذرد. با خداحافظ :)

نوشته‌شده در روزمره ها | دیدگاهی بنویسید

خاله زنک بازی یا معاشرت. مسئله این است…

تهران که هستم هی فک می کنم کاش ایران زندگی میکردیم. کرج که میرم دائم به خودم میگم خدا رو شکر که ما ایران زندگی نمی کنیم….

نوشته‌شده در در هم | ۱ دیدگاه

خواب دید…

خواب دیدم وینم. توی ایستگاه های مترو بودم انگار یا سوار اشتراسنبان. هوا طوسی خفه بود. مثل اغلب. من دلهره داشتم. غمزده بودم مثل اغلب .  معذب بودم. مثل همیشه… بیدار که شدم باورم نمی شد تهرانم. گریم گرفت از … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | ۱ دیدگاه