خواب دید…

خواب دیدم وینم.

توی ایستگاه های مترو بودم انگار یا سوار اشتراسنبان. هوا طوسی خفه بود. مثل اغلب. من دلهره داشتم. غمزده بودم مثل اغلب . 

معذب بودم. مثل همیشه…

بیدار که شدم باورم نمی شد تهرانم. گریم گرفت از خوشحالی.

Advertisements
در حاشیه | این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای خواب دید…

  1. سوری :گفت

    با اجازه لینکتان می کنم
    وبلاگ من خیلی تنهاست خوشحال می شم به من هم سر بزنید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s