جهت ثبت در تاریخ

امروز برای اولین بار تنهابه خیابون زدم  برای دوچرخه سواری. وسط خیابون حس کردم زین خیلی بالاست . ایستادم زین  با مصیبت دادم پایین . بهتر شد.

رفتم کوچه بغلی. ازونجا به کوچه ی بغل تر . بعضی کوچه ها خط مخصوص دوچرخه داشتند . اغلب نداشتند. که یوهو دیدم وسط خیابون اصلیم . 

. ماشینهای بزرگ بزرگ از کنارم رد می شدند و من سعی می کردم سکته نکنم. بعد که دیگه همه ی ماشینا ازم جلوزدن نوبت دوچرخه ها شد. دونه دونه منو رد کردن . وقتی دیگه تو وین چرخنده ای نبود که من پشت سر گذاشته باشه  ، چرخیدم اومدم خونه . خیس عرق .

کیف داد ولی.

بازم میرم حالا.

Advertisements
این نوشته در روزمره ها ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s