امروز از نزدیک دیدمش ، قلبم در آستانه ی ایستادن بود…

امسال

پارسال
هزاران هزار سال
با باد بوی کهنگی کاج می‌رسد.
این گل انار می‌شود.
مرغی پرید.
ده مانند مور در ته لغزان طاس وقت افتاده است.
و خاک یک زن است
با ساقه‌های خشک سنبله‌های درو شده
در انتظار بذر.
ابراهيم گلستان
بهار 1343برگرفته از مجله آرش – آبان 1343 – شماره 9

Advertisements
این نوشته در دیدنی ها و شنیدنی ها ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای امروز از نزدیک دیدمش ، قلبم در آستانه ی ایستادن بود…

  1. مهدیه :گفت

    خوش به حالت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s