بایگانی ماهانه: اکتبر 2012

تعطیلات خوب است ، آووکادوی پروو نه .

شیفت صبح درسخوانیم تازه تمام شده . ظرف ها را شستم و گوشت هم گذاشتم بپزد برای خورش کرفس. یکمی زنگ تفریح دارم تا بروم بنیشنم پای دستگاه بافت. پنج روز تعطیلم  . برنامه ریزی کردم  درس های این یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 3 دیدگاه

دلتنگم. دل تنگم . د ل تنگ میشه من با اولین پرواز برم با آخریشم حتی برنگردم؟؟

نوشته‌شده در در هم | 2 دیدگاه

گاهی هم از خودم می پرسم ارزشش را داشت؟

در حاشیه | منتشرشده در بدست | 2 دیدگاه

از بلعیدنی ها

این آدم هایی هستند که نشستند حسرت قیمه را می خورند مثلا. یا هفته ها بلال قرمه سبزی اند  یا  روضه ی یک بشقاب کشک بادمجان  می خوانند مدام . غصه ی ترشی خونه ی مامانشان را می خورند یا … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آشپزخانه | 2 دیدگاه

بنویسید پلو خورش قورمه سبز ی ، بخوانیدگشنگی

بوکمار بارم پر است از سایت های جور به جور رژیم غذایی. من ناحال ، جان کافی ندارم که حتی پاکشان کنم بگویم گور بابایتان. دراز به دراز افتادم روی کاناپه از درون و بیرون دارم یخ می زنم و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در آشپزخانه, در هم | 4 دیدگاه

مرگ هم خانه ای دارد

داشتم فکر می کردم چطوریست که همه برای مردن به پاریس می روند؟ ماریاکالاس مثلا . یا دالیدا . پیاف.  یا حتی صادق هدایت خودمان… افسون پاریس است یا چی؟

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

از خوشی ها

یک روز ابر و مه آلوده ایست امروز ، زیبا… مدل سرمای این موقع وین را دوست دارم. سردی ملوی نه چندان لجباز ، با باران سر وقت و آفتاب و ابرهای هر از گاه و البته باد . نه … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | دیدگاهی بنویسید