خواب و بیدار من گم شده است

مثلا بیدارم.

خواب هایم را دوست تر دارم. توی خواب اغلب تهرانم. خواب هایم روزمرگی های خانه ی توانیر است. کسی میرود ، کسی می آید ، گاهی به در کوبیده می شود من در را باز می کنم . گاهی تاریک تر و گاه روشن تر است.

گاهی ونکم. اغلب گرم است ، شلوغ است . من شلوغی تهران را دوست داشتم ، دارم.  گرمایش را هم. تهران گرم و شلوغ ، شهر گپ زدن با غریبه هاست .  توی خیابان مثلا به کسی بگویی فلان چیزت چه قشنگ است و اوهم ذوق کند که وای مادر بزرگم از فلان جا برایم خریده و هیشه فکر می کردم که زیادی آبیست .

و زیادی آبی نباشد.

وین؟ وین اما اغلب سرد است . بادهای شلاقی بی رحم دارد. در خیابان های وین همه ساکتند. خالی از نگاه می آیند و خالی از نگاه بر می گردند . درب خانه ات را هیچ کسی نمی کوبد.

دیروز دخترک هکلاسی آرام ، که معلم نشنود ، می گفت من وین را دوست ندارم. وین شهر من نمی شود.

شهر من هم…

عنوان  ، شعریست از حسن صلح جو

Advertisements
این نوشته در روزمره ها ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای خواب و بیدار من گم شده است

  1. گیس طلا :گفت

    در حال دیدنم ببینم خوشم می اید یا نه :)))

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s