بایگانی ماهانه: دسامبر 2012

کاین اشارت ز جهان گذرا مارا بس

صبح دست خودم را گرفتم بردم توی خیایبان های شهر گرداندم ، گفتم ببین !ببین ! این شهر قشنگ تمیز را تماشا کن ، هوای پاکش را تنفس کن ، توی همچین بهشتی زندگی می کنی که کلی آدم ها … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 2 دیدگاه

یا من بوی بادمجان سرخ شده می دهم یا این دنیاست که می سوزد…

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

جانستان کابلستان

از ظهر دارم جانستان کابلستان را می خوانم . یک جاهاییش خیلی روی اعصاب است . مثلا وقتی طریقت را با شریعت شیعه همطراز وصف می کند دلم می خواه بزنم توی سرش بگم :سیریسلی؟؟ اما کلا بدم نیامده . … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دیدنی ها و شنیدنی ها | 2 دیدگاه

و احتمال رنگ سپيد ،كم رنگ است

عصر سرد یکشنبه .  باران میبارد روی برف هایی که دیشب باریده بود. باران تند و هوای سرد زندانیمان کرده در خانه. خانه مرتب و حتی تمیز شد در عوض. لباس ها شسته و پهن . غبار ها روبیده و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم, روزمره ها | 2 دیدگاه

امروز روز اول دی ماه است

برف میبارید . من یک ایستگاه جلوتر پیاده شدم که کمی راه بروم. سرد بود . دانه های برف آب می شدند روی گونه ام . پیچیدم توی چای فروشی چینی دم خانه ، یک لیوان چای گرفتم. دم  نوش سیب … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | برچسب‌خورده با | 2 دیدگاه

یلدا

یلدا

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید

نه صدایی نه روشنا

خیلی خسته ام. خسته ی مغزی . تاب پنج ساعت سر کلاس نشستن ندارم دیگر . امروز چهار شنبه است و با امروز سه روز مانده به تعطیلات. نه که هیجان تعطیلات داشته باشم ، که خانه نشینیست و تنهایی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | ۱ دیدگاه