صبح برفی

برف میبارد و من پر از انرژی های خوبم.

کلی متن خواندنی دارم که لغا تش را باید بجورم. از حال خوشم کم نمی کند ولی.

امروز یک ماه هست که رژیمم و این طولانی ترین دوره ی پایبندی من به هر برنامه ی غذاییست . گشتم از آمازون کلی رخت و لباس قشنگ گلباقالی جسته ام تا بعدترها  برای خود لاغر شده ام بخرم .

یک حس خوبی دارم که می گوید برای آخرین کاری که درخواست دادم پذیرفته خواهم شد…

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای صبح برفی

  1. vagabondin1 :گفت

    شیرینی یادت نره ….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s