The Godfather

 

همزمان با لغت حفظ کردن موسیقی پدرخوانده را گوش می کنم.

ترک عوض می شود.

یک چیزی در ریتم موسیقی می شکند.

فردو.

واژه ها فراموشم می شوند. مسحورم.

فکر می کنم.

به فردو فکر می کنم و مرگش . مرگ فردو دهشتبار بود. به نحوی پایان یک دوره ، یک خانواده . جنایتی که «پدرخوانده» راتغییر داد. مایکل بعد از مرگ فردو مایکل قبل نیست. انسان جدیدیست کدر وآلوده به خون ، به گناه.

یک لحظه هایی هست که همه چیز را متاثر می کند از خودش، همه ی پدر خوانده دو و سه متاثر است از این برادرکشی.

فکر می کنم .

فکر می کنم مرگ فردو هیچوقت مایکل را رها کرد ؟ چرا فریاد نزد ؟ فکر می کنم اگر فردو نمیمرد، مری زنده میماند ؟ مرگ مری تاوان مرگ فردو نبود؟

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

3 پاسخ برای The Godfather

  1. vagabondin1 :گفت

    من پدرخوانده را سالهاااااااااااااااااااااااااااااااا پیش دیدم و اثری بسیار ناجوانمردانه روی من گذاشت احساس کردم چقدر دنیا بی رحم است و چقدر تمام دنیا روی تصمیم برخی انسانهای محدود می چرخد بیشتر از هر چیز مافیایی بودن قدرت در این فیلم منو منقلب کرد

  2. goldeneverstand :گفت

    خیلی قشنگ نوشته بودی. حتما باید آهنگش رو پیدا کنم گوش کنم. گاهی آهنگ یه فیلم رو دگرگون می کنه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s