بایگانی ماهانه: ژوئن 2013

برای لی لی

باد افتضاحه ، افتضاح.صب به صب باید چک کنی همون شهری که خوابیدی بیدار شده باشی.  چیتان پیتان کردم برم بانک در آسانسور که باز شد فهمیدم چیتانم برای هوا زیادی نازک است ، برگشتم بالا کت برداشتم. دست از … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 35 دیدگاه

کاش وقت درین ساعت خوشبخت بخوابد

خانه به اندازه مرتب و ظرف ها شسته است. من بیرون گردی امروزم را رفته ام ، در محله ی ترک ها چرخیدم ، انگور و نان و بادمجان خریدم و البته تور هم می خواستم که گرفتم. ناهار مختصری … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 8 دیدگاه

و سرانجام تابستون

 گرمه .من طبق معمول از کله ی سحر بیدارم. یه دور رفتم بیرون برگشتم . اول رفتم یه سری ظرف ایکیا داشتم دادم به خیریه و تو دلم ارزو کردم دیگه هیچوقت مجبور نباشم از ایکیا خرید کنم . بعدم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | 4 دیدگاه

چرا بابام صداش اینقدر خسته و غمگینه اخه؟

نوشته‌شده در در هم | 3 دیدگاه

ازبس که جان ندارد

من هیچوقت همه ی خونه رو همزمان تمیز نمی کردم . دیگه هم نمی کنم.  :|

نوشته‌شده در در هم | 3 دیدگاه

دلم می خواد از روزام بهتر استفاده کنم

دلم می خواد از روزام بهتر استفاده کنم . هم بیرونم برم هم درس بخونم. روزایی که میمونم خونه برای درس دپرس میشم . روزایی هم که میرم دوچرخه سواری یا خرید وقتی بر میگردم دیگه درس نمی خونم . … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | 12 دیدگاه

داغما

 همیشه فکر می کردم چه لذتی داره زیر افتاب نشستن چیزی نوشیدن و عینک افتابی به چشم خیلی کول با کسی گپ زدن. امروز ولی مجبور شدم سه بار جام عوض کنم تا اول چشمم بعد پس گردنم و سرانجام … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم | دیدگاهی بنویسید