رویاها

دیشب برای بار چهارم خواب دالای لاما را می دیدم. از بین جمعیت برگشت سمت من دستاش گذاشت دو طرف صورتم و برام دعا کرد و چیزی از سرنوشت گفت که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود . صورتش از دالای لامای فعلی پیرتر بود و دندون نداشت اما تو خواب من می دونستم این دالای لامای چهاردهم هست .

Advertisements
این نوشته در در هم ارسال شده و با برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

4 پاسخ برای رویاها

  1. و چه احساسى داشتى؟

  2. goldeneverstand :گفت

    اینام امام دارن مثل ما؟ امام چهاردهم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s