بایگانی دسته بندی ها: روزمره ها

از داغ روزهای وین

صبح غمگین از خواب بیدار شدم. خوب یادم هست خواب میدیم دوقلو داشتم و بی پول و بسیار ناخوش بودم . هنوز هم حتی غمناکم . برگشتنی از بقالی دوزاریم افتاد که دوقلو ها رشته ای هستند که انتخاب کردم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | برچسب‌خورده با | دیدگاهی بنویسید

Hatha Yoga

همیشه که آدم نباید خونشو بتکونه . گاهی هم لازمه یه تکونی  به  خودش و عادتاش و روزمرگی هاش بده . من قصد دارم در سال نود و دو هفته ای چهار بار یوگا کار کنم  .  از رژیم غذاییم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | برچسب‌خورده با , , | 3 دیدگاه

شب تنهایی خوب

در راستای خوب کردن حالم یک قدم مهمی برداشتم. آهنگ های گوشی قدیمی را مطلقا منتقل نکردم به گوشی جدید. همه ی اهنگهایی که این یکسال و خرده ای اشک ریخته بودم همراهشان ، یا بغض کرده بود وقت شنیدنشان … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دیدنی ها و شنیدنی ها, روزمره ها | برچسب‌خورده با | 2 دیدگاه

و احتمال رنگ سپيد ،كم رنگ است

عصر سرد یکشنبه .  باران میبارد روی برف هایی که دیشب باریده بود. باران تند و هوای سرد زندانیمان کرده در خانه. خانه مرتب و حتی تمیز شد در عوض. لباس ها شسته و پهن . غبار ها روبیده و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در در هم, روزمره ها | 2 دیدگاه

امروز روز اول دی ماه است

برف میبارید . من یک ایستگاه جلوتر پیاده شدم که کمی راه بروم. سرد بود . دانه های برف آب می شدند روی گونه ام . پیچیدم توی چای فروشی چینی دم خانه ، یک لیوان چای گرفتم. دم  نوش سیب … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | برچسب‌خورده با | 2 دیدگاه

شب سلیس است و یکدست و باز

شب نسبتا سردیست . من البته گوشه ی گرم خانه پناه گرفته ام. انگشت های پام هرچند سرما زده اند. مشق دارم کلی ، شال نصف بافته را هم باید تمام کنم صبح ببرم ببینم استادم خوشش می آید یا … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در دیدنی ها و شنیدنی ها, روزمره ها | دیدگاهی بنویسید

خواب و بیدار من گم شده است

مثلا بیدارم. خواب هایم را دوست تر دارم. توی خواب اغلب تهرانم. خواب هایم روزمرگی های خانه ی توانیر است. کسی میرود ، کسی می آید ، گاهی به در کوبیده می شود من در را باز می کنم . … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در روزمره ها | 2 دیدگاه